انتخابات و شوراها

قسمت دوم؛

1 بازدید

🔺️قسمت دوم؛

برخی معترضان می‌گویند که خبرگزاری فارس یک خبرگزاری حکومتی است. اگر واقعا همچین حرفی نزده‌اید پس چرا سکوت کرده‌اید که این را از شما پخش کردند؟ چرا سکوت کردید؟ الان مقصرید شما! بروید از این خبرگزاری شکایت کنید اگر نگفته اید.

در میان انبوه حرف‌ها، یک مطالبه دیگر این است که صنفی خوابگاه و دانشگاه ها تشکیل بشود. ما به علت نداشتن این‌ها اینگونه به مشکل خورده‌ایم. صدای جیغ و فریاد حضار منجر می‌شود که آقای رضاییان تایید تشکیل صنفی خوابگاه را بدهند.

بچه‌ها می‌گویند که اعلام عمومی کنید تا بدون این تایید صلاحیت‌های مزخرفتان به صورت آزاد ثبت‌نام کنند و نامزد شوند و انتخابات صورت بگیرد. آقای رضاییان تایید می‌کند و قول می‌دهد همین امروز اعلام رسمی کنند که بازه کاندیداتوری و انتخابات چه زمانی است و تا هفته بعد انجام شود این کار ها. دانشجوها پرتکرار می‌گویند که نگویید انجام میدهم! دقیق تاریخ بدهید به ما. چرا که دیشب سرپرست خوابگاه گفت من فردا صبح استناد ‌پیگیری هارا گزارش میکنم که الان ظهر است و هنوز خبری نیست. ما خسته شدیم از وعده وعید پوچ و تو خالی تاریخ و زمان بدهید!

بحث لباس شخصی‌ها را دختری که دیشب بیسیم را دیده و برداشته بود باز می‌کند. و از مشاهدات دیشبش می‌گوید.

همچنان بحث مطالبات باز است. یک گله‌ای که بحثش باز می‌شود، آنست که سرپرست دانشگاه دیشب آمده اما هیچ حرف جدیدی که دست ما را بگیرد نزده است و این میتینگ ۱۸ تیری که برگزار شده، برای دانشجویان آب و نان نمی‌شود. بچه‌هایی که بیشتر حرف می‌زنند ازین مسئله ابراز ناراحتی می‌کنند و می‌گویند:«ما لیدر نیستیم، هرکسی می‌خواهد بیایید صحبت کند کسی لیدر نیست کسی ساکت نباشد هرکس از سمت خودش بیایید حرف خودش را بزند.»

ابتدا با رضاییان خیلی محترمانه و متشخصانه صحبت شد و یکی یکی حرف‌ها مطرح شد تا اینکه پسری کسب اجازه برای صحبت می‌کند. حرف‌هایش خیلی طولانی است و فضا را ملتهب می‌کند. کمی از حراست طرف‌داری می‌کند و کمی هم از معترضان طرفداری می‌کند. وسط حرف‌هایش یک اتهام شخصی به یکی از دانشجویان معترض را نیز مطرح می‌کند که ارتباطش با یک تجمع اعتراضی سالم معلوم نیست. بعد هم می‌گوید که سرپرست دانشگاه با زدن حرف سیاسی در جلسه دیروز فضا را جهت‌دهی سیاسی می‌کند و از بار مسئولیت شانه خالی می‌کند. با ادامه حرف‌هایش سر و صدا بلند می‌شود و شلوغ می‌شود و با حرف‌هایش مخالفت می‌کنند . جمعیت اعتراض می‌کند که سخنش را تمام کند و می‌گویند که به اندازه ۹ نفر حرف زده‌ای. در نهایت با ادامه یافتن سخنان آن پسر، جمعیت شروع می‌کند به هو کشیدن تا بالاخره بتوانند حرف‌های دیگری را هم در حضور رضاییان بیان کنند.

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *