اخبار

قرارداد های ترکمانچای در چاپخانه دانشگاه علوم پزشکی شیراز!

2 بازدید

🔺گلایه نشریه مستقلیون علیه سیاست‌های فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
✍️قراردادهای ترکمانچای در چاپخانه دانشگاه علوم پزشکی شیراز

▫️چاپ نشریه و فعالیت‌های کنشگرانه ی دانشجویی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز کاری بسیار دشوار است موانع متعدد مالی و بخشنامه‌ای که دائما بر سر راه فعالیتهای سیاسی دانشجویان نهاده می‌شود گاها توجیه منطقی و عقلی پشت خود ندارند و صرفا به نام قانون برای محدود شدن تشکل‌ها بنا نهاده شده اند.

▫️یک نمونه از سیاستهای انقباضی و سختگیرانه در قبال نشریات ممنوعیت چاپ بیش از بیست نسخه نشریه برای هر شماره است یعنی تمام تلاش هیئت تحریریه طراح، ویراستار و تمام زحمت خبرنگاران و سوژه یابی ها فقط در بیست عدد باید خلاصه شود.

▫️از سمت دیگر آیا عقل سلیم میپذیرد که واحد فرهنگی میان شصت عدد نسخه و هزار عدد نسخه با یک قیمت شصت عدد را انتخاب کند؟ آیا این انتخاب غیر عمدی در جهت سیاست زدایی و مقابله با کنشگری دانشجویان نیست؟

▫️فرض کنیم این قانون را برای نشریات با حجم صفحه ای بالا پذیرفتیم آن هم فقط به علت گرانی کاغذ نشریاتی که نهایتا دو برگ به فرم روزنامه هستند چرا باید مشمول این قانون شوند؟ حال اگر همین دانشجو برای فلان جشن و اردو هزینه ای نیاز داشته باشد در کمتر از یک روز کاری هزینه های چند ده میلیونی به ایشان اختصاص داده میشود تا از شام و رولت و میوه لذت ببرد و اصلا چه نیازی به کنشگری؟

▫️شورای ناظر بر نشریات باید قانون ضد دانشجویی ممنوعیت چاپ کمتر از بیست عدد نشریه را لااقل برای نشریات در فرم روزنامه اصلاح کند بین دویست تا پانصد عدد تا دانشجویان بتوانند فعالیت هایشان را در سطوح گسترده تری دنبال نمایند.


چاپ نشریه و فعالیتهای کنشگرانه ی دانشجویی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز کاری بسیار دشوار است موانع متعدد مالی و بخشنامه ای که دائما . بر سر راه فعالیتهای سیاسی دانشجویان نهاده میشود گاها توجیه منطقی و عقلی پشت خود ندارند و صرفا به نام قانون برای محدود شدن تشکلها بنا نهاده شده اند. در نقطه ی مقابل ولخرجیهای چندین برابری برای جشن ها و اردوهای تفریحی دانشجویی هیچ تحلیلی را به ذهن متبادر نمیکند به جز حرکت دادن دانشجو به سمت عدم کنشگری و غیر سیاسی شدن!!

به راستی اگر معاونت توسعه و پشتیبانی این اختیار را به واحد فرهنگی داده است که برای هر اردوی مشهد مقدس حدود دویست تا چهارصد میلیون تومان هزینه صرف کند ( البته با در نظر گرفتن حداقل چهار بار اردوی امسال احتمالا می شود حدود هشتصد میلیون تا یک و نیم میلیارد تومان و به راحتی فقط برای یکی از جشنها نزدیک به پنجاه میلیون تومان بودجه اختصاص دهد، پس چرا این معاونت حاضر نیست که یک دهم این هزینه را صرف چاپ نشریات سیاسی و کنشگرانه دانشجویان بکند؟ چرا اختصاص پول های کلان برای دعوت استندآپ کمدینهای مبتذل راحت تر از افراد کنشگر و سیاسی کشور است؟

یک نمونه از سیاستهای انقباضی و سختگیرانه در قبال نشریات ممنوعیت چاپ بیش از بیست نسخه نشریه برای هر شماره است یعنی تمام تلاش هیئت تحریریه طراح، ویراستار و تمام زحمت خبرنگاران و سوژه یابی ها فقط در بیست عدد باید خلاصه شود تا مبادا صدای آن افراد به جایی برسد بهانههای متعدد از گرانی کاغذ تا سوق دادن دانشجو به سمت فعالیت مجازی هم دائما تکرار میشود در حالی که واقعیت امر چیز دیگری است.

طبق استعلام از چاپخانههای معتبر استان فارس قیمت هزار عدد نسخه از یک روزنامه ی دو برگ هشت صفحه ای با نیمی از صفحات رنگی با کاغذ تحریر با کیفیت حدود هفت میلیون تومان هزینه دارد در حالی که در چاپخانه ی دانشگاه چاپ شصت عدد از همین روزنامه با کیفیت نازلتر همان هزینه را مصرف میکند یعنی حدود شش تا هفت میلیون تومان و پرسش اینجاست که اگر قیمت چاپ هزار عدد روزنامه و شصت عدد از آن تقریبا یکسان است چرا انتخاب واحد فرهنگی شصت عدد است؟ از سوی دیگر چرا معاونت پشتیبانی با چشمانی بسته حاضر است که پول بیشتر برای خدمات کمتر به چاپخانه پرداخت کند؟ آیا این جزئی از قرارداد ما بین پشتیبانی و چاپخانه است؟ در آن صورت باید دید که پشت قراردادهای ننگین چاپخانه های مورد نظر دانشگاه چه چیزی پنهان است و چگونه است که نهادهای نظارتی به این قضیه ورود نمی کنند باید تعیین شود که کدام اشخاص از این حجم گران فروشی و قیمت بالا در ازای خدمات کمتر منتفع خواهند شد و چه کسانی در مزایده ها پیروز همیشگی و دائمی برند چاپخانه هستند که اینگونه جولان میدهند و هیچ کس جلودارشان نیست.

از سمت دیگر آیا عقل سلیم میپذیرد که واحد فرهنگی میان شصت عدد نسخه و هزار عدد نسخه با یک ،قیمت شصت عدد را انتخاب کند؟ آیا این انتخاب غیر عمدی در جهت سیاست زدایی و مقابله با کنشگری دانشجویان نیست؟ نکته ی قابل توجه اینجا است که مسئولان فرهنگی با استناد به قانون ناظر بر نشریات تاکید میکنند که بیش از بیست عدد چاپ غیر قانونی است در حالی که چندین ماه است نشریه ی منتسب به دفتر نهاد با تیراژ بالای صد عدد چاپ میشود و هیچ کس حرف از تخلف ایشان نمیزند. گویا تخلف فقط برای قشر خاصی از افراد است و تولید کنندگانی مثل دفتر نهاد، چون تحت حمایت هستند حق دارند بیش از بیست و حتی بیش از دویست عدد چاپ کنند و هیچ مسئولی بعد از چاپ چندین شماره سراغشان هم نمیرود. گویا قانون ها و بخشنامه ها برای افراد خاصی ارزش اجرا ندارد حال سوال اینجاست که دانشجوی کنشگر کجا و چگونه باید فعالیت کند؟

فرض کنیم این قانون را برای نشریات با حجم صفحه ای بالا پذیرفتیم آن هم فقط به علت گرانی کاغذ نشریاتی که نهایتا دو برگ به فرم روزنامه هستند چرا باید مشمول این قانون شوند؟ حال اگر همین دانشجو برای فلان جشن و اردو هزینه ای نیاز داشته باشد در کمتر از یک روز کاری هزینه های چند ده میلیونی به ایشان اختصاص داده میشود تا از شام و رولت و میوه لذت ببرد و اصلا چه نیازی به کنشگری؟ اگر قرار باشد دانشجو نه کرسی آزاداندیشی بگیرد، نه مناظرہ شکل دهد نه نشریه کار کند و نه هیچ کنش سیاسی داشته باشد، پس اصلا لزوم این همه تشکل و کانون و مسئول تشکلها و مدیر فرهنگی و دانشجویی چیست؟ این همه بودجه برای تربیت یک عده دانشجوی دم غنیمت شمار اهل تفریحات بی دغدغه؟

شورای ناظر بر نشریات باید قانون ضد دانشجویی ممنوعیت چاپ کمتر از بیست عدد نشریه را لااقل برای نشریات در فرم روزنامه اصلاح کند بین دویست تا پانصد عدد تا دانشجویان بتوانند فعالیت هایشان را در سطوح گسترده تری دنبال نمایند. و البته باید قانون برای همه یکسان باشد در صورتی که نورچشمی ها توان چاپ بیشتر دارند این امکان باید برای همه ی تشکل ها و گروه ها فراهم شود و این مورد آزمون معاونت فرهنگی در رعایت عدالت خواهد بود.

نکته ی مهم هزینه ی تیراز نشریه ی فعلی در فرایندهای تدوین، چاپ بسته بندی و توزیع کاملا از سوی دانشجویان تامین شده است و دانشگاه نقشی در تهیه ی آن نداشته است.

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *